|
|
|
|
|
سفر ماجراجويانه من و دوستان (يوش - گردنه قرق - نيتل - كجور - كليك - بندپي - نوشهر) همانطور كه در بخش پيش نوشتم مسير انتخابي ما تقريبا ناشناخته و غير معمول بود و آگاهي چنداني در مورد جزييات آن نداشتيم. سرانجام گروه ما با تجهيزات دو عدد بيسيم و يك دستگاه جيپياس كه مسير را توسط نرمافزار گوگلارث انتخاب و نشانهگذاري كرده بوديم وارد جنگل شد. هواي نمناك و مهآلوده، درختان انبوه و تصويري تماما سبز عمق چشمانمان را در همان ابتداي ورود فرا گرفت. - چندي از ورودمان به جنگل نگذشته بود كه آسمان شروع به باريدن كرد. - هوا هم دم داشت. - راه را توسط درختان نشانهگذاري شده (به رنگ آبي) و مسير مشخص شده بر روي جيپياس دنبال ميكرديم. طبيعت بكر، درختان قطور سر به آسمان كشيده و برگان و درختان فرسوده كه لايهاي از خزه، قارچ و گياهان رنگارنگ آنها را فرا گرفته بودند نشاني زيبا از مرگ و تولد را در كنار يكديگر به تصوير ميكشيد. - مسير را به سرعت پشتسر ميگذاشتيم، زيرا وقت چنداني نداشته و خورشيد داشت كمكم دست به زمين ميكشيد! - هيچ كدام از ما با وجود زيباييهاي انكار ناپذير آن جنگل اسرارآميز، دلمان نميخواست كه شب را در آنجا اتراق كنيم! - دو بار در طول عبور از جنگل راه را گم كرديم. بار اول به يك دو راهي رسيديم كه با وجود داشتن جيپياس به درستي نميتوانستيم راه درست را تشخيص دهيم. و بار دوم نيز درختان علامتدار آبي رنگ را گم كرده و مقداري از مسير را اشتباه رفتيم. كه در هر دو بار گروه در همان نقطه توقف كرده و چند نفر از بچهها پخش شدند كه با استفاده از بيسيم و ارتباط با يكديگر مسير درست را پيدا كردند. - هنگام يكي از توقفها صداي گلهاي از دور به گوش ميرسيد، ولي در آن حجم سبز چيزي مشخص نبود و به درستي نميشد مسير صداها را تشخيص داد. - در طي مسير در محوطهاي نسبتا مسطح، پلاستيكي را بر روي چند ديرك سوار كرده بودند، كه مامني هر چند كوچك را در زير باران به وجود آورده بود. سرانجام پس از تلاش بچهها براي پيدا كردن راه، از بالاي يك بلندي راه باريكي كه بر روي نقشه هوايي به دنبال آن بوديم، در دل جنگل نمايان شد. هوا هم تاريك و تاريكتر ميشد... پايان قسمت سوم - ۱ (۱۷/۱۱/۱۳۸۶) بابك گنجي زاده طاري |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 10:11 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 16:31 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
چهار ساعت جدال با مرگ در ارتفاع 60 متري
چترباز جوان پس از چهار ساعت جدال با مرگ و معلق ماندن در ارتفاع 60 متري زمين سرانجام با عمليات ويژه امدادگران سازمان آتش نشاني تهران نجات يافت. اين چترباز 22ساله که حسين نام دارد، ساعت 20/16 پنجشنبه هنگام فرود در ارتفاعات شهران دچار حادثه شد و چترش به يکي از کابل هاي فشار قوي برق که نزديک به دکل بود گير کرد. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران امدادگران پس از آنکه از طريق مرکز 125 در جريان وقوع اين حادثه عجيب و کم سابقه قرار گرفتند، در مدت 5 دقيقه از ارتفاعات خاکي عبور کردند و خود را زير دکل برق رساندند تا حسين را از مرگ حتمي نجات دهند. حسين که در شرايط خطرناکي قرار داشت و هر لحظه ممکن بود از ارتفاع 60 متري سقوط کند، با حفظ روحيه اش از طريق بي سيمي که همراه داشت لحظه به لحظه وضعيت خود را به امدادگران اعلام مي کرد تا آنان بتوانند بهترين راه را براي رسيدن به وي و نجاتش انتخاب کنند. از سويي کارشناسان اداره برق براي قطع کردن جريان الکتريسيته در صورت لزوم و همچنين ماموران اورژانس تهران نيز در محل حادثه حضور يافتند. پس از گذشت يک ساعت از اين واقعه در حالي که هوا تاريک شده بود باتري بي سيم چترباز جوان نيز تمام و ارتباط او با گروه امداد قطع شد. زمان به سرعت سپري مي شد و فرصت براي نجات حسين بسيار تنگ بود. در نهايت يکي از امدادگران به نام حميدرضا بابايي با پشتيباني همکاران خود و استفاده از طناب هاي ويژه، صعود به نوک دکل را آغاز کرد و ظرف چند دقيقه در موازات چترباز جوان قرار گرفت. در حالي که خانواده حسين و حدود 200 نفر از امدادگران و کارشناسان در محل حاضر شده و با چشمان نگران به ارتفاع 60 متري چشم دوخته بودند، سرانجام حميدرضا توانست قرقره مخصوص را به سمت جوان سانحه ديده هدايت کند و حسين نيز قلاب هاي نجات را به دو طرف بدن خود بست. در اين هنگام آتش نشانان که زير دکل قرار گرفته بودند و انتهاي طناب متصل شده به چترباز 22ساله را در دست داشتند سعي کردند او را به سمت دکل بکشانند تا وي با کمک حميدرضا از سمت آن پايين بيايد اما در اين لحظه باد شديدي شروع به وزيدن کرد و امدادگران را در اجراي اين طرح نجات ناکام گذاشت. بار ديگر جان حسين به خطر افتاد و از سويي طولاني شدن زمان تعليق اين جوان باعث شد تا قواي جسماني وي کاهش يابد و نتواند بيش از اين مقاومت کند. در ادامه عمليات نجات امدادگران با استفاده از وسايل ويژه کاتر مخصوصي را به حسين رساندند و از او خواستند با خونسردي بندهاي چتر خودش را ببرد. حدود سه ساعت از وقوع حادثه گذشته بود و حسين که به شدت احساس خستگي مي کرد همچنان به جدال با مرگ ادامه مي داد. او سرانجام توانست چند رشته از بندهاي چتر خودش را پاره کند و امدادگران با در دست گرفتن طناب اصلي اوضاع را تحت کنترل درآوردند. با بريده شدن آخرين بند چتر آتش نشانان تصميم گرفتند حسين را به صورت عمودي به زمين منتقل کنند. دلهره و اضطراب به اوج خود رسيد و نفس ها در سينه حبس شد چرا که با کوچک ترين اشتباه سقوط و مرگ جوان حادثه ديده قطعي بود. دقايقي بعد در حالي که ماموران اورژانس تهران به حالت آماده باش درآمده بودند 30 متر از ارتفاع حسين کاسته شد و امدادگران پتو و کمک هاي پزشکي را در محل فرود آماده کردند. بار ديگر طنابي که در دست آتش نشانان قرار داشت به حرکت درآمد و سرانجام ارتفاع حسين به دومتري رسيد و او به سرعت به زمين منتقل و سوار آمبولانس شد و اين حادثه به پايان رسيد. چترباز جوان که حال عمومي اش رضايت بخش است، در گفت وگويي کوتاه در رابطه با اين حادثه گفت؛ با اينکه چهار ساعت بين زمين و آسمان گرفتار شده بودم و مرگ را با همه وجودم حس کردم اما از فردا باز هم به چتربازي ادامه مي دهم.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 14:13 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
سفر ماجراجويانه من و دوستان (يوش - گردنه قرق - نيتل - كجور - كليك - بندپي - نوشهر) فكر ميكنم كه شما نيز با من هم عقيده هستيد كه خوابيدن درون چادر و كيسه خواب عذابآور است. آن شب دوستمان لطف كرد و به هر يك از بچهها بالشت و پتو داد كه همين باعث شد تا صبح خيلي خوب بخوابيم. آن گروه زنجاني هم كه شب گذشته بعد از ما به روستا رسيده بود، درون مسجد خوابيدند. - ساعت نزديكيهاي 8:00 بامداد بود كه يك به يك بيدار شديم. - هوا خيلي دلچسب و خوب بود همينطور مه غليظي روستا را احاطه كرده بود. لباس گرمي پوشيدم، دوربين عكاسيام را برداشتم و براي گرفتن چند عكس بيرون رفتم. - روستاي نيتل در روز خيلي قشنگتر به نظر ميرسيد... خوشبختانه در چند موقعيت ويژه، چند عكس زيبا گرفتم كه براي شركت در مسابقههاي عكاسي كنارشان گذاشتهام. - دوستمان صبح زود بيرون رفته بود، ناشتايي را آماده كرديم تا خود را رساند. - پس از خوردن ناشتايي، كولهها را بسته و آماده رفتن شديم. - دوستمان با اصرار فراوان لطف كرده و وانت خود را، در اختيار يكي از دوستانش گذاشت تا ما را به كجور برساند. - گروه زنجاني هم راه شناخته شده جنگلهاي كجور را پيش گرفته بودند. - پس از تشكر و خداحافظي از دوستمان، سوار بر وانت به سمت كجور حركت كرده و با روستاي زيباي نيتل تا ديدار بعدي وداع گفتيم. بعد از حدود بيست دقيقه، به ايستگاه هواشناسي كجور رسيده و پياده شديم. - يك وانت نيسان به مبلغ 30000 تومان به مقصد روستاي كليك گرفتيم. - بعد از مدتي وارد يك مسير خاكي و پر پيچ و خم شديم. هوا نيز مه غليظي داشت. - روستاهاي اطراف بينهايت زيبا بودند، هوا آفتابي ميشد و سپس ابري و مهآلود. - سرانجام روستاي كليك از دور پديدار شد، با كلبههايي كه تركيب سقف چوبي آنها بياندازه قشنگ و فريبنده بودند. - از وانت پياده شديم. روستا خيلي ساكت بود. فقط دو نفر از اهالي از يكي از كلبهها بيرون آمده و به ما خوشآمد گفتند. - كولهها را به پشت انداختيم و بابك ارجمندي به آنها گفت كه چون مسير جديد و ناشناخته است، وقت زيادي نداريم و نميتوانيم در روستاي زيبايشان توقف داشته باشيم. - قبل از آغاز سفر سه نقطه را با استفاده از جيپياس ثبت كرده بوديم ( F1 , F2 , F3) - (F1) اول مسير جنگل و (F2) اول راهي را نشان ميداد كه از دل جنگل و از كنار يك مسيل شروع شده و تا نقطه F3 پيش ميرفت. - از ميان راهي خاكي و مهآلود گذشتيم، تا به ابتداي جنگلي زيبا و اسرارآميز رسيديم كه همان نقطه اف۱ بود.
- و هيچ كدام از ما نميدانستيم كه تا چند ساعت ديگر به استقبال خطر خواهيم رفت...!
پايان قسمت سوم - ۱ (۱۱/۰۹/۱۳۸۶) بابك گنجي زاده طاري |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 10:38 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
وداع با گورخر ايراني همشهری - حيوانات - دكتر اسماعيل كهرم: منطقه بهرام گور به خاطر دارم حدود 30 سال پيش به منطقه حفاظت شده «بهرام گور» در فارس رفته بودم. يكي از بچههاي شكاربان قديمي (اكنون به آنان محيطبان گفته ميشود) راهنماي من بود. عجب جايي است اين منطقه بهرام گور؛ منطقهاي با وسعت بيش از 400هزار هكتاركه در استان فارس قرار گرفته است و وقتي قدم به آن ميگذاري حس ميكني كه اين منطقه از زمان بهرام گور تغييري نكرده است و حتي خيال ميكني كه بهرام گور را ميتواني ببيني كه در تعقيب يك گله گورخر است. شايد در زمان بهرام گور، شكار گورخر با اسب و تير و كمان يا كمند كاري لذتبخش و تفريحي شاد و خرم بوده ولي اكنون كه با تفنگهاي تلسكوپدار از فاصله يك كيلومتري حيوان را شكار ميكنند. بعد از تير خوردن حيوان 250 كيلويي مانند كوهي به زمين ميافتد و نه لذتي در آن است و نه هيجاني. به 30 سال پيش باز ميگردم، وقتي كه با همكارم به بهرام گور رفتم لندرور را متوقف كرديم و دوربين كشيديم. همكارم نقطهاي را نشان داد و گفت «اونجا هستند.»هر چه نگاه كردم گورخري نديدم. باز هم دقت كردم، باز هم نديدم: خلاصه علاوه بر تازه كار بودن من گورخرها هم در محيط خود در پناه تپه به خوبي استتار كرده بودند. رنگآميزي بدن آنها كاملاً منطبق با محيط اطراف است، رنگ پشت زرد متمايل به نارنجي است. زير بدن، پهلوها و كفلها سفيد مايل به زرد است. در طبيعت 2 رنگ بودن جانداران در طيف وسيعي از جانوران خشكي و ابي مشاهده ميشود. تا آنجا كه ميدانيم دليل اين امر استتار جاندار از بالا و پايين است يعني حتي وقتي كه مثلاً گورخر غلت ميزند و يا كوسهاي را از بالا يا پايين نگاه ميكنيد، تفاوت رنگ موجب استتار جاندار ميشود. گورخر نياز به اين استتار دارد زيرا تنها انسانها به دنبال شكار اين حيوان نيستند اغلب جانواران درنده كه در زيستگاه همانندي با گورخر زندگي ميكنند نيز طالب اين طعمه لذيذند. دشمنان گور گرگها به طور دستهجمعي به گورخر حمله و با صبر فراوان او را تعقيب ميكنند. گورخرها قهرمان دوي استقامت در ميان جانداران صحرا هستند. آنها ميتوانند حتي مسافتهاي بعيد را با سرعت حدود 50 كيلومتر در ساعت طي كنند. گرگها نيز در اين مسابقه زياد عقب نميمانند. در موقع تعقيب پيرها و كرهها بيشتر در معرض خطر قرار ميگيرند. طبيعت راه خود را ميداند و ميداند كه چگونه جمعيت را سرپا و شاداب و زنده نگهدارد. ما انسانها بيتفاوت همه را با يك چشم نگاه ميكنيم و به گلوله ميبنديم. مجموعه عوامل طبيعت ميدانند كه از جانوارن چگونه برداشت كنند تا جمعيت آنها هميشه پايدار بماند و گذشتگان ما نيز ميدانستند. ميگويد كه مفهوم توسعه پايدار و يا برداشت پايدار مفهومي غربي است؟ من فكر ميكنم گاهي به جاي آنكه به غرب نگاه كنيم بهتر است كه به گذشته بنگريم و يا به گفته دوست عزيزي، به عمق نگاه كنيم. گورخر كه روزي روزگاري در هندوستان، افغانستان و منچوري و تركمنستان ديده ميشد اكنون در تركمنستان و ايران فقط ديده ميشود. از گلههاي عظيم گذشته كه در فارس، كرمان، يزد، سمنان و كويرهاي اطراف ورامين و قزوين حضور داشتند اكنون فقط حدود 400رأس در منطقه بهرام گور، ورامين و سرخس باقي است. كاهش جمعيت اين جانور در اثر شكار بيرويه، تعقيب با موتورسيكلت، اتومبيل و اشغال آبشخورها و نيز چراي بيرويه بوده است و اين كاهش همچنان ادامه دارد. ويژگي هاي گور گورخر روزها معمولا فعاليت ميكند صبح زود شروع چرا مينمايد و امنيت را در حضور در گله ميبيند. در داخل گله اغلب يك نر با چند ماده و كره گور مشاهده ميشود. نرها رهبري گله خود را به عهده دارند. نر مسئله برخورد با دشمن و يا جنگ و جدال نرهاي ديگر را به عهده دارد، امنيت خانواده خود را تامين ميكند و در عوض مادهها و كرهها از او تبعيت ميكنند، چنين رفتاري را در خانواده شيرها ميتوان مشاهده كرد. وظيفه شير نر حفاظت از مادهها و تولههاست و تمام وقت شير نر، صرف دفع مهاجمان ميشود. با اين تفاوت كه اولاً تهيه غذا يعني شكار توسط شير ماده صورت ميگيرد و ثانياً مدت حكومت شير بر خانواده حدود 3 سال است و بعد از آن احتمالاً فرزند نر و يا يك نر ديگر در نبردي سهمگين، نر خانواده را مجروح، مقتول يا فراري ميدهد و خود جاي او را ميگيرد. تهيه غذا در گله گورخر به عهده مادهها است ولي نر غالب آنان را به دليل چراي مناسب راهنمايي ميكند. نرها بزرگتر از مادهها هستند و حدود 20/2 متر طول دارند و ارتفاع آنها حدود 140 سانتيمتر است و 250 كيلوگرم وزن دارند. گورخرها حس بينايي، شنوايي و بويايي قوياي دارند. اين جانداران به آب وابستگي داشته و به خصوص در تابستانها اطراف آبشخورها هستند. اوايل تير ماه و يا كمي زودتر عمليات جفتيابي و جفتگيري شروع ميشود. در اين هنگام ميان نرها جدال سختي درميگيرد كه با لگد زدن و گاز گرفتن خود را نشان ميدهد. جاي دندان حريف روي بدن، ران، ساقپا، گردن و يا دم حريف ديده ميشود و گاه حيوان دم خود را از دست ميدهد. نرغالب شايستگي خود را با شكست دادن حريف اثبات ميكند و حق جفتگيري و ادامه نسل و انتقال ژن خود را كسب ميكند. مدت آبستني حدود يك سال است. مادر يك كره ميزايد. كرهها قسمت اعظم رشد خود را در رحم مادر انجام دادهاند و بعد از حدود يك ساعت به تعقيب مادر ميپردازند. در اوايل تولد، كرهها خيلي آسيبپذيرند و حتي روباهها و يوزپلنگها نيز همراه گرگها به آنان چشم دوختهاند. تلفات در نزد كرهها زياد است و تعداد كمي به سن بلوغ (3 سالگي) ميرسند. گورها به ندرت ميتوانند هر ساله آبستن شوند ومعمولاً هر دو سال يكبار حامله ميشوند و ميزايند، در طبيعت تا حدود 45 سال عمر ميكنند.اما عمر آنها در باغ وحش بيشتر است، چون از آنان نگهداري و مواظبت ميشود. كرههاي نر پس از حدود 6 ماه توسط پدر خود رانده ميشوند زيرا خطري براي رقابت با او به حسا ب ميآيند. هنگامي كه گورها در اسارت نگهداري ميشوند، پس از مدت كوتاهي بايد كرههاي نر جدا شوند در غير اين صورت توسط پدر كشته خواهند شد.غريزه ادامه نسل اينجا بر مهرو محبت پدري پيشي ميگيرد. از همين روي پس از آنكه كرههاي نر از شير گرفته شدند در محوطه جداگانهاي جداي از مرز نگهداري ميشوند. جانوري بي دفاع در حياتوحش هيچگاه دو جانور كاملاً مشابه يكديگر نيستند. گورخر جانوري است كه توقع خود را از محيط به حداقل رسانيده، از گياهان و علفهاي چوبي انرژي كسب ميكند و حتي از آب نيمه شور هم رفع تشنگي مينمايد. ولي از طرف ديگر مادهها هر دو سال يكبار زاد و ولد ميكنند، آن هم فقط يكقلو ميزايند. تعداد كرههايي كه به سن بلوغ ميرسند بسيار ناچيز است زيرا انواع شكارچيان مانند پلنگ، گرگ، يوز و حتي روباه و شغل به آنها حمله ميكنند البته مادر دفاع جانانهاي در مقابل شكارچي اعمال ميكند ولي در مقابل گله گرگها شانس حفظ نوزاد خود را ندارد.
با توجه به نقاط ضعف فوق ميبينيم كه گورخر طبيعتاً جانوري حساس است كه بدون وسيله دفاعي در مقابل جانوران و انسان شكارچي قرار گرفته است و اگر به همين منوال پيش رويم فقط در باغوحش تهران بايد اين همه زيبايي را تحسين كنيم بايد بدانيم كه گورخر مانند قرقاول نيست كه چندين تخم بگذارد و شانس توليدمثل خود را بالا ببرد ما انسانها بايد ياد بگيريم كه فضاهاي وسيعي را براي جانوران ديگر كنار بگذاريم تا در كنار توسعه شهرها احداث جادهها و به زيركشت بردن زمينها حرمت شكلهاي ديگر حيات را نگه داريم. كويرهاي ايران بدون گلههاي گورخر مانند حلقه انگشتري هستند كه نگين آن گم شده باشد. همه فرمهاي حيات زيبا هستندو وجود آنها لازم است در غير اينصورت اينان خلق نميشدند. داستان حضرت نوح را به خاطر داريد حيات در روي زمين به كليه جانوران نيازمند است. گورخر يك حلقه زرين از زنجيره ارزشمند حيات است و بايد در ايران حفظ شود.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 14:57 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 14:54 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
ريتون ايراني مربوط به هزاره دوم از روماني بازگردانده ميشود نماينده سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي بازگرداندن ريتون ايراني به شكل بز كوهي از روماني عازم اين كشور مي شود. رايزنيهاي ديپلماتيك ميان سفارت ايران در روماني و مقام هاي اين كشور صورت گرفته است و بازگشت اشيا با توافق مسولان ميراث فرهنگي روماني صورت مي گيرد. قدمت اين شي تاريخي كه به طور قاچاق از كشور خارج شده بود به دوران هزاره دوم باز ميگردد. "اميد غنمي"، معاون حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز در اين باره به ميراث خبر گفت:«به دنبال پيگيري هاي امسال كميته استرداد سازمان، اين شي ارزشمند تاريخي از روماني به ايران بازگردانده ميشود.» به گفته وي، بازگرداندن ريتون از روماني به ايران در ادامه استرداد اشيا تاريخي ايران مانند بازگشت اشيا تاريخي از روم و امارات در حال پيگيري است. رايزنيهاي ديپلماتيك ميان سفارت ايران در روماني و مقام هاي اين كشور صورت گرفته است و بازگشت اشيا با توافق مسولان ميراث فرهنگي روماني صورت مي گيرد. اين شي تاريخي به طور قاچاق از كشور خارج شده و به روماني منتقل شده بود. اين ريتون متعلق به 800 تا 1000 سال پيش از ميلاد مسيح است. ديگر نمونه مشابه اين ريتون از گورستان كلاردشت و درمي آذربايجان به دست آمده است و همچنين نمونه هاي مشابه آن در درمي آذربايجان نيز مشاهده شده است. در همين حال "مسعود نصرتي"، مدير ادارهكل موزه هاي كشور در گفت و گو با ميراث خبر درباره ويژگيهاي اين شي تاريخي گفت:« پس از ارسال عكس هاي ريتون بزكوهي از سوي مقامات روماني و بر اساس مطالعات كارشناسي محرز شد كه شي ايراني است و احتمالا به مناطق شمالي ايران متعلق است.» به گفته وي، اين ريتون داراي چند نمونه مشابه در ايران است كه يكي از نمونه هاي قابل مقايسه با اين ريتون در كلورز گيلان به دست آمده كه هم اكنون در موزه ملي نگهداري مي شود. غنمي همچنين روند بازگرداندن اشيا از ساير كشورها به ايران را مطلوب خواند و دليل اصلي آن را پيوستن كشورها به كنوانسيونهاي 1970 و 1995 عنوان كرد. معاون حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يا يكي ديگر از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هفته آينده براي بازگرداندن ريتون به روماني سفر خواهند كرد. منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 12:36 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
سفر ماجراجويانه من و دوستان (يوش - گردنه قرق - نيتل - كجور - كليك - بندپي - نوشهر) در كنار محلي كه چادر زده بوديم، آب وجود داشت، به همين دليل تا خود سپيده، جانوراني از جمله سگ در نزديكي چادرها پراكنده بودند و ما را از صوت زيبايشان بهرهمند كردند! - ساعت نزديكيهاي 10:30 بود كه پس از خوردن ناشتايي و جمعآوري چادرها، به سمت گردنه حركت كرديم. - راه سربالايي را پشت سر گزارده و سرانجام به گردنه قرق با بلنداي 3200 متر رسيديم. - جاي شما خالي، منظرهاي بينهايت زيبا، با چشماندازي فراخ و كمنظير پيشرويمان آشكار شد. البته دوستاني كه پيش از من، اين مسير را در چندين فصل تجربه كرده بودند، بهار اين ناحيه را خيلي زيباتر ميدانستند. - "روستاي نيتل" (هدف دوم ما) و همينطور "كجور" از دور كاملا پيدا بودند. - يك مسير گسترده با كوهستانهاي قشنگ و گوناگون خبر از سفري مهيج ميداد. - تمام مسير تا روستاي نيتل سرپاييني بود. - كمي پايينتر ايستاديم و هم آنجا بود كه يك گروه زنجاني را ملاقات كرديم. نزديك به 20 نفري ميشدند، خانم و آقا. - مسيرشان را پرسيديم، تا روستاي نيتل با ما هم مسير بودند. - شب قبل را در يوش سپري كرده و از سپيده، تمام مسير را تا همان نقطه بيوقفه آمده بودند. - گفتند ميخواهند استراحت كنند، آنها را بدرود گفته و مسيرمان را ادامه داديم.
- مناظر قشنگ، جنگلهاي پاييزي و شيبهاي تند و گسترده، مسير را پرجاذبه كرده و خستگي را از تن ميزداييد. - ساعت نزديكيهاي 12:30 بود كه به جايي بلند و زيبا كه بچهها اسمش را "ايستگاه لواشك" گزاردهاند رسيديم. - به اين دليل كه هر سال پس از رسيدن به اين محل همه با هم لواشك ميخوريم!!! - پس از توفقي كوتاه به راه افتاديم. - قرار بود كه در روستاي نيتل، همانند سالهاي پيش، شب را در خانه يكي از دوستان سپري كنيم. - جاذبههاي اطراف و مصاحبت با دوستان، نگذاشت تا طولاني بودن راه را حس كنم. - در راه چند سگ هم در تعقيبمان بودند كه چندي بعد با آنها رفيق شديم!!! - سرانجام ساعت 17:10 بود كه به روستاي زيباي نيتل رسيديم. - مردم مهربان روستا به ما خسته نباشيد ميگفتند و ما به هيچ وجه احساس تنهايي نميكرديم. - كنار خانه دوستمان رسيده بوديم، كه "رضا دولتي" سوار بر يك موتورسيكلت نمايان شد. - پس از چاق سلامتي، دوستمان نيز از خانه بيرون آمده و با استقبال گرم او وارد منزلش شديم. - همگي خسته بوديم، پس بعد از خوردن شام براي خواب آماده شديم، البته غافل از اينكه جنگلهاي كجور انتظار ما هفت نفر را ميكشد! پايان قسمت دوم (۲۹/۰۸/۱۳۸۶) بابك گنجي زاده طاري |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 10:5 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
سالروز درگذشت سازنده آهنگ
سرود «اي ايران»
21 آبان (12 نوامبر) سالروز فوت موسيقيدان و ميهندوست نامدار، روح الله خالقي است که در 59 سالگي در سال 1344 و در سالزبورگ اتريش درگذشت، پيكرش به تهران منتقل و با تشريفات ويژه به خاك سپرده شد. خالقي سازنده آهنگ سرود «اي ايران» در سال 1285 هجري خورشيدي در کرمان به دنيا آمد. وي فارغ التحصيل رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، موسيقي را عمدتا نزد علينقي وزيري تکميل کرده بود. خالقي در سال 1323 انجمن موسيقي ملي ايران را پايه گذاري کرد. به همت خالقي که شهرت به ملي گرايي داشت تاريخ دوجلدي «موسيقي ايران زمين» تاليف شد. خالقي در عين حال يک نويسنده بود و براي مجلات و به ويژه مجله «پيام نوين» مطلب مي نوشت. او بعدها حاضر شد که مشاور موسيقي راديو ايران شود و به ايجاد برنامه «گلها» کمک کند که برخي او را مبتکر اين برنامه ميدانند. خالقي که بر انواع فرضيههاي موسيقي و علوم صدا تسلط کامل داشت در زنده کردن موسيقي اصيل ايراني تلاش ارزنده به عمل آورد، از جمله توجه به چنگ رودکي. وي بود که توصيه ميکرد ريشه موسيقي ايراني و واژه هاي گمشده پارسي را بايد در ميان تاجيکها و مردم جنوب روسيه و قفقاز شمالي جست وجو کنند. منبع: روزنامه اعتماد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 16:1 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||
|
|
|
|
|
نتايج ضعيف تیم سنگنوردی سالنی ایران
پس از كسب نتايج ضعيف سنگنوردي ايران در بازيهاي داخل سالن آسيا در ماكائو، سرپرست فدراسيون كوهنوردي گفت: توانايي سنگنوردي ايران همين است و نميتوان انتظار معجزه داشت. محمود شعاعي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: سنگنوردان ايران در ماكائو آن چه كه داشتند رو كردند؛ بيش از اين هم نميتوان انتظار داشت. درست است كه مليپوشان از آذرماه سال گذشته در اردو بودند؛ اما، 2 ماه و نيم است كه به عنوان سرپرست مشغول به فعاليت شدهام و نميشد انتظار معجزه داشت. وي افزود: كشورهايي مانند ژاپن و كره در بازيهاي ماكائو سه بار ركورد جهان را شكستند. بايد قبول كنيم كه سطح سنگ نوردي ايران همين است. به خاطر همين نتايج هم مليپوشان را به كاپ آسيايي و مسابقات قهرماني آسيا در چين اعزام نكرديم.
سرپرست فدراسيون كوهنوردي با تاكيد بر اين كه توانايي مربيان سنگنوردي ايران در همين حد است خاطرنشان كرد: جلسهاي كه پيش از اعزام با مليپوشان داشتيم، آنها از اردوهاي 3،2 ماه اخير رضايت داشتند. شعاعي تصريح كرد: هر نتايجي كه در ماكائو به دست آمد، مربوط به كارهاي گذشته بود. سنگنوردي ايران نگاهي زيربنايي را ميطلبد. اگر اين كار صورت بگيرد تا دو، سه سال آينده ميتوانيم انتظار نتايج خوب داشته باشيم. وي ادامه داد: سنگنوردي بزرگسالان ما همين است، بايد روي نوجوانان و جوانان بيشتر كار كنيم تا نتيجهي كافي را بگيريم. چرا كه در گذشته در سنگ نوردي كار زيربنايي انجام ندادهايم.
سرپرست فدراسيون در پاسخ به اين سوال كه پيش از اعزام تيم ايران به بازيهاي داخل سالن آسيا، قول كسب 2 يا 3 مدال را داده بود، گفت: اين قول را بر اساس ارزيابي و نظرات مربيان تيم ملي از عملكرد مليپوشان دادم؛ داشتههاي سنگنوردي همين است. پس از كسب اين نتايج، كفاشيان دبير كل كميتهي ملي المپيك هم ابراز نارضايتي كرد كه موافقم و من هم از نتايج مليپوشان رضايت ندارم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10:15 توسط بابك گنجيزاده طاري
|
|
||